زندگی با بدن آسیبدیده: تجربه اضطراب، ناامنی و از دست دادن کنترل پس از ترومای ارتوپدی
کلمات کلیدی:
ترومای ارتوپدی, تجربه زیسته, پدیدارشناسی, اضطراب مزمن, شکنندگی بدنی, بحران هویت, از دست دادن کنترل, احساس بار بودن, روش کلایزیچکیده
این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته افراد مبتلا به آسیبهای ارتوپدی تروماتیک و درک تغییرات هویت جسمانی، احساس امنیت بدنی و کیفیت زندگی پس از آسیب انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی با رویکرد پدیدارشناختی توصیفی بود. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با ۷ نفر (3 مرد و 4 زن) در بازه سنی 40 تا 66 سال که دچار آسیبهای ارتوپدی تروماتیک (شکستگی لگن، شکستگی هیپ و مفصل ران، مچ و ساعد دست، شکستگی مچ پا و پارگی تاندون آشیل) شده بودند، گردآوری گردید. نمونهگیری به روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی انجام شد. هشت مقوله اصلی از تحلیل دادهها استخراج گردید: ۱) بیگانگی و خیانت بدنی، ۲) شکنندگی و ناامنی دائمی بدن، ۳) از دست دادن استقلال و کنترل، 4) بحران هویت و نقشهای جنسیتی/اجتماعی، 5) شرم، انگ و تغییر نگاه دیگران، 6) اضطراب مزمن و ترس پیشبینیکننده، 7) احساس بار بودن و گناه نسبت به نزدیکان، 8) امید و ناامیدی متناوب نسبت به آینده. ساختار بنیادین پدیده نشان داد که بدن آسیبدیده از یک پناهگاه قابلاعتماد به منبعی از ناامنی مداوم، اضطراب پیشبینیکننده، بحران هویت و احساس وابستگی تحمیلی تبدیل میشود که بهطور همزمان بر ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی زندگی فرد اثر میگذارد. تجربه زیسته پس از ترومای ارتوپدی، فراتر از ترمیم استخوان و بازگشت عملکرد جسمانی، شامل سفری پیچیده برای بازسازی امنیت وجودی، هویت شخصی و حس کنترل بر زندگی است. تمرکز صرف بر درمانهای بیومکانیکی ناکافی است و ضرورت اتخاذ رویکردی کلنگر شامل غربالگری منظم سلامت روان، مداخلات روانشناختی مبتنی بر مدل ترس-اجتناب، حمایتهای اجتماعی-اقتصادی و برنامههای توانبخشی بلندمدت جامعهمحور را برجسته میسازد.
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1405 امیر امینیان, جواد معینی (نویسنده); شهلا شوکت پور لطفی

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.