اثربخشی هیپنوتراپی شناختی بر هدف در زندگی در افراد با اختلال افسردگی اساسی
کلمات کلیدی:
هیپنوتراپی شناختی، هدف در زندگی، اختلال افسردگی اساسیچکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی هیپنوتراپی شناختی بر افزایش هدف در زندگی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعهکننده به مراکز مشاوره و خدمات روانپزشکی شهر بندرعباس در نیمسال اول سال 1401 بود. تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقهای تحت مداخله هیپنوتراپی شناختی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه هدف در زندگی کرومبا و ماهولیک بود و دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS-26 تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که هیپنوتراپی شناختی تأثیر معناداری بر افزایش هدف در زندگی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی داشته است (25.33=F، 0.0001>P). همچنین پس از حذف اثر پیشآزمون، تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و کنترل در متغیر هدف در زندگی مشاهده شد که بیانگر اثربخشی مداخله بر ارتقای هدفمندی و جهتگیری مثبت نسبت به زندگی بود. یافتههای پژوهش نشان داد که هیپنوتراپی شناختی میتواند علاوه بر کاهش نشانههای افسردگی، موجب تقویت ابعاد مثبت سلامت روان از جمله احساس معنا، امید و هدفمندی در زندگی شود. بر این اساس، استفاده از این رویکرد درمانی در کنار سایر مداخلات روانشناختی میتواند در بهبود وضعیت روانی و ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مؤثر باشد.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1403 علی اکبری; فرزانه صادقی (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.